چاشنی گیری

لغت نامه دهخدا

چاشنی گیری. ( حامص مرکب ) مزه چشی. طعم چشی. امتحان طعم مأکول یا مشروب. || مزه چشی طعام یا شراب برای پی بردن به مسموم بودن و نبودن آن:
چاشنی گیریش بجان کردم
وآنگهی بر تو جان فشان کردم.نظامی.|| اندازه گیری عیار زر و سیم.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل چاشنی گیر
مزه چشی. طعم چشی. امتحان طعم ماکول یا مشروب. یا مزه چشی طعام یا شراب برای پی بردن به مسموم بودن و نبودن آن. یا اندازه گیری عیار زر و سیم.

جمله سازی با چاشنی گیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه هم بی چاشنی گیری خوری آب نه شب بی پاسبانی آیدت خواب

💡 تا بیابد به چاشنی گیری شکر از مصر و سعدی از شیراز

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز