چاشته

لغت نامه دهخدا

چاشته. [ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) ظاهراً غذای چاشت. طعام چاشت. التغدیة؛ کسی را چاشته دادن. ( مصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

ظاهرا غذاب چاشت. طعام چاشت. التغذیه.

جمله سازی با چاشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل را به ناز چاشته خوار جفا کنند تا رفته رفته اش به بلا مبتلا کنند

💡 حالی کنون ز تنگی حال و ز خوف خصم او را نه برگ شام و نه امید چاشته ست

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز