چار حصار

مترادف‌ها

حصار، مرز

لغت نامه دهخدا

چارحصار. [ ح ِ ] ( اِ مرکب ) دعائی که بر پیراهن غازیان نوشتندی.

فرهنگ فارسی

دعائیکه بر پیراهن غازیان نوشتندی

جمله سازی با چار حصار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همتی ای دل حزین، باره کشیم زیر زین؛ بو که رها شویم ازین، چار حصار ششدری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران