لغت نامه دهخدا
حجابگه. [ ح ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) محلی که در حجاب باشد. جای پوشیده:
خواجه را در حجابگه دیدند
حاجبانه ز کار پرسیدند.نظامی ( هفت پیکر ).
حجابگه. [ ح ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) محلی که در حجاب باشد. جای پوشیده:
خواجه را در حجابگه دیدند
حاجبانه ز کار پرسیدند.نظامی ( هفت پیکر ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجه را در حجابگه دیدند حاجبانه ز کار پرسیدند