چار اینه

لغت نامه دهخدا

( چارآینه ) چارآینه. [ ی ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) یکی از پوشش های جنگجویان قدیم. نوعی از اسلحه و این عبارت از چهار پاره آهن پهن باشد که در زره بر سینه پیوند کنند. ( آنندراج ). نوعی از لباس جنگ که چهار تخت از آهن ساخته و در مخمل گرفته گرد پشت و سینه کشند. ( ناظم الاطباء ):
ز بس میدان کین از حمله ات شد تنگ بر اعدا
نگنجد عکس در آئینه چارآئینه داران را.واله هروی ( از آنندراج ).آماده جنگ است شب و روز بعاشق
چارآینه آئینه آن ترک جفاجوست.رایج ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

( چار آینه ) = چهارآیینه

فرهنگ فارسی

( چار آینه ) یکی از پوشش های جنگجویان قدیم. نوعی از اسلحه و این عبارت از چهار پاره آهن پهن باشد که در زره بر سینه پیوند کنند. نوعی از لباس جنگ که چهار تخت از آهن ساخته و در مخمل گرفته گرد پشت و سینه کشند.

دانشنامه آزاد فارسی

چارآینه. رجوع شود به:چهار آینه

جمله سازی با چار اینه

💡 طغرل مشرق پرید بر سر چار آینه مرغ سحر شد ز بیم واله و فریاد خوان

💡 ز بس چار آینه در بر کشیدند چو عکس از آینه ز آهن دمیدند

💡 دل پر دلان زیر چار آینه چو آهن که سازد حصار آینه

💡 چو چار آینه بست در کارزار به نظاره شد چشم گردون چهار

💡 مگر شد بگردون زمین در نبرد که بر خویش چار آینه راست کرد

باایمان یعنی چه؟
باایمان یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز