چادر ترسا

لغت نامه دهخدا

چادر ترسا. [ دَ / دُ رِ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) وطا و جامه ای باشد زرد و کبود و درهم بافته. ( برهان ). صاحب آنندراج نویسد: «ملاسروری گوید چادر ترسا، وِطای زرد و کبود»:
از پشت کوه چادر احرام برکشد
بر کتف ابر چادر ترسا برافکند.خاقانی. || کنایه ازشفق و روشنایی آفتاب. ( برهان ). کنایه از سپیدی صبح و شفق آفتاب. ( آنندراج ):
صبح که رهبان این کبود کلیسا
بر سر گیتی کشید چادر ترسا.وصال ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

وطا و جام. باشد زرد و کبود و درهم بافته صاحب آنندراج نویسد: (( ملا سروری گوید (( چادر ترسا و طای زرد و کبود ) ) یا کنایه از شفق و روشنایی آفتاب ٠ کنایه از سپیدی صبح و شفق و روشنایی آفتاب ٠

جمله سازی با چادر ترسا

💡 بوستان گردد پر از قندیل زرین از ترنج وآسمان را بر سیه چون چادر ترسا شود

💡 دشت پوشیده چادر ترسا چرخ پوشیده جامه رهبان

سوفلور یعنی چه؟
سوفلور یعنی چه؟
تک چهره یعنی چه؟
تک چهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز