پناهیده

لغت نامه دهخدا

پناهیده. [ پ َ دَ / دِ ] ( ن مف ) پناه گرفته. پناه کرده. التجایافته. ملتجی شده:
هم آنگاهشان خواند از جای خویش
به یزدان پناهیده رفتند پیش.فردوسی.|| پناه دهنده. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. پناه برده، پناه گرفته.
۲. کسی که دیگری به او پناه برده، پناه دهنده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پناه گرفته التجا یافته ملتجی شده.

جمله سازی با پناهیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شبی بگذاشتم در سخت سرما پناهیده در آتش چون سمندر

💡 یکی کعبه آراست در قم که گشت پناهیده در ظل رکنش حطیم

صورت فلکی یعنی چه؟
صورت فلکی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز