پس فکند

لغت نامه دهخدا

پس فکند. [ پ َ ف َ / ف ِ ک َ ] ( ن مف مرکب ) مخفف پس افکند. پس انداز. ذخیره. ذخر. یخنی:
زر و درم بنماند نظر بمعنی دار
که پس فکند بزرگان بجز ثنا نبود.کمال خجندی یا کمال اسماعیل ؟.و نیز رجوع به پس افکند شود.

فرهنگ عمید

= پس * پس افکندن

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- ذخیره اندوخته پس افکندن پس انداز پس او گند. ۲- آنچه از اقساط بدهی و قرضی در موعد خود پرداخت نشده باشد.

جمله سازی با پس فکند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیم و زر دادند او را پس فکند شیئی لله گفت با بانگ بلند

💡 تا برود قطره قطره از تنشان خون پس فکند خونشان به خم در قتال

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز