فرهنگ معین
( پردة عشاق ) ( ~ عُ شّ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) آهنگی است از موسیقی قدیم.
( پردة عشاق ) ( ~ عُ شّ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) آهنگی است از موسیقی قدیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبود به ساز پرده عشاق زیر و بم آهنگ ساز نغمه ما زین ترانه است
💡 بونصر تو در پرده عشاق رهی زن بو عمرو تواندر صفت گل غزلی گوی
💡 در رقص بیارد بفلک زهره چنگی مطرب شود از پرده عشاق چو گویان
💡 مرغ در پرده عشاق سرودی می گفت چاک زد پیرهن خود گل و بارانی کرد
💡 عروس گل بچمن باز چهره برگی ساخت نوای پرده عشاق میزند بلبل
💡 مطرب بزن به پرده عشاق ناخنی گر ساز نغمه طربانگیز میکنی