لغت نامه دهخدا
پرده دوزی. [ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پیشه آنکس که پرده دوز است. دکّان پرده دوز.
پرده دوزی. [ پ َ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) پیشه آنکس که پرده دوز است. دکّان پرده دوز.
۱- پیش. آن کس که پرده دوز است. ۲-( اسم ) دکان پرده دوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآورده مردم ز بیرون خروش تو با بنده در پرده و پرده پوش
💡 (آنـكس را كه دل به او بستهاى زيارت كن، هر چند خانه تو دور افتاده باشد و حجابهاو پرده ها ميان تو و او جدائى بيفكند.
💡 گل آنجا که بند قبا کرده باز نمی آمد از پرده بیرون، پیاز
💡 چون دلبر ما ز پرده رو ننماید کس نتواند که پرده زو بگشاید
💡 تخم دین در کشت دلها کاشتیم پرده از رخسار حق برداشتیم
💡 زبان را پردگی میدار چون دل زبان را پرده بدریدن میاموز