پدر داده
لغت نامه دهخدا
پدرداده. [ پ ِ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بخشیده پدر:
بسر برنهاد آن پدرداده تاج
که زیبنده باشد بآزاده تاج.دقیقی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بخشید. پدر.
جمله سازی با پدر داده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دستی دگر دست دخت امام که او را پدر داده بد نام مام
💡 به سر بر نهاد آن پدر داده تاج که زیبنده باشد بر آزاده تاج
💡 نطفه دشمنش بصلب پدر داده پیوند تار و پود کفن