پایشگری

مترادف‌ها

نظارت، پایش، دیده‌بانی

متضادها

غفلت، بی‌توجهی

فرهنگستان زبان و ادب

{monitoring} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عمل پاییدن و مشاهدۀ فعالیت ها در سامانۀ پردازشی به منظور تحلیل های بعدی

ویکی واژه

عمل پاییدن و مشاهدۀ فعالیت‌ها در سامانۀ پردازشی به‌منظور تحلیل‌های بعدی.

جمله سازی با پایشگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این سیستم به صورت شبانه‌روزی کار ارائه آموزش و نیز پایشگری را انجام داده و ۴۵۰۰ سرفصل آموزشی در آن، برای کارکنان بی‌پی در دسترس است.

💡 تیم پایشگری محیط زیست با استفاده از تجهیزات پیشرفته، کیفیت آب رودخانه را به صورت مداوم و دقیق در تمام فصول سال بررسی می‌کنند.

💡 مسئولان امنیت کشور با انجام پایشگری مداوم مرزها، تلاش می‌کنند تا از ورود هرگونه عامل تهدیدکننده به قلمرو ملی جلوگیری کنند.

💡 فرآیند پایشگری پروژه‌های ساختمانی بسیار حیاتی است تا از رعایت استانداردهای ایمنی و کیفیت متریال‌های مورد استفاده در ساختمان اطمینان حاصل شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران