لغت نامه دهخدا
پایدار ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) باقی ماندن. بر قرار ماندن. ثابت ماندن:
نماند کسی در جهان پایدار
همه نام نیکو بود یادگار.فردوسی.شما را خماند همان روزگار
نماند خماننده هم پایدار.فردوسی
پایدار ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) باقی ماندن. بر قرار ماندن. ثابت ماندن:
نماند کسی در جهان پایدار
همه نام نیکو بود یادگار.فردوسی.شما را خماند همان روزگار
نماند خماننده هم پایدار.فردوسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرافیکمجیک یک نرمافزار منشعب شده از ایمجمجیک ۵٫۵٫۲ است که در سال ۲۰۰۲ ساخته شد، با تأکید بر پایدار ماندن چند نسخه ایی ایپیآی و رابط کاربری. گرافیکمجیک در نتیجه تفاوتهای غیر قابل حل و آشتیناپذیر گروه توسعه دهندگان ایمجمجیک ظاهر شده است.
💡 در میان همهٔ جشنهایی که پس از اسلام در ایران به دلیل بیتوجهی فرمانروایان و مخالفت اسلامگرایان به فراموشی سپرده شدند، نوروز توانست جایگاه خود را به عنوان جشنی ملی در ایران حفظ کند. دلیل پایدار ماندن نوروز در فرهنگ ایرانی را میتوان پیوند عمیق آن با آیینهای ایرانی، تاریخ این کشور، و حافظه فرهنگی ایرانیان دانست.