پاک ضمیر
مترادفها
پاکدل، بیگناه، بیآلایش، پاکنهاد، پاکصفت
متضادها
پلید ضمیر، بدخواه، بدکردار
لغت نامه دهخدا
پاک ضمیر. [ ض َ ] ( ص مرکب ) پاک اندیشه. پاکرای.
فرهنگ عمید
پاک رای، پاک اندیشه.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پاک اندیشه پاکرای.
پاک اندیشه پاکرای
جمله سازی با پاک ضمیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیر پاکیزه رای پاک ضمیر فخر اهل وفا به جنت رفت
💡 زهی امام همام ای امیر پاک ضمیر که با خدایی همراز و همدم و همنام
💡 خنک آن آب صاف پاک ضمیر که شد از روی حسن عکس پذیر
💡 چو دست ساقی بزم امیر پاک ضمیر زلاله باغ به کف بر گرفته جام شراب