لغت نامه دهخدا
پاک مغزی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) پاک رایی. تیزهوشی. تیزویری.
پاک مغزی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) پاک رایی. تیزهوشی. تیزویری.
پاکرایی تیز هوشی تیز ویری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سگان در پرده پنهانند ای دوست ببین گر پاک مغزی بیش ازین پوست