لغت نامه دهخدا
پادشه نشین. [ دْ / دِ ش َه ْ ن ِ ] ( نف مرکب ) نشیننده چون پادشاهان. آنکه نشستنی چون پادشاهان دارد:
ای شاه تاجدار که بر تکیه گاه ملک
هم پادشه نشینی و هم پادشه نشان.سوزنی.|| ( اِ مرکب ) جای نشستن شاه. شهری که مقرّ پادشاه است.
پادشه نشین. [ دْ / دِ ش َه ْ ن ِ ] ( نف مرکب ) نشیننده چون پادشاهان. آنکه نشستنی چون پادشاهان دارد:
ای شاه تاجدار که بر تکیه گاه ملک
هم پادشه نشینی و هم پادشه نشان.سوزنی.|| ( اِ مرکب ) جای نشستن شاه. شهری که مقرّ پادشاه است.
( صفت اسم ) ۱ - آنکه نشستنی چون پادشاه دارد آنکه مانند سلاطین جلوس کند. ۲ - شهری که مقر پادشاه است پایتخت.
آنکه نشستنی چون پادشاهان دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غیر از دل بیقرار جویا ویرانهٔ پادشه نشین نیست