ورز دادن

لغت نامه دهخدا

ورزدادن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) با دست به شدت مالیدن و زیر و رو کردن خمیر تا هموار شود. ورزانیدن.

فرهنگ فارسی

با دست بشدت مالیدن و زیر و رو کردن خمیر تا هموار شود ورزانیدن

فرهنگستان زبان و ادب

{kneading} [علوم و فنّاوری غذا] عمل آوردن خمیر با هم زدن و زیرورو کردن و فشردن آن با دست یا دستگاه

ویکی واژه

عمل آوردن خمیر با هم زدن و زیرورو کردن و فشردن آن با دست یا دستگاه.

جمله سازی با ورز دادن

💡 گیسونی در سال ۱۹۳۷ در پاویا، شمال ایتالیا متولد شد و در همان‌جا برای گذراندن دوره ای از مطالعات کلاسیک در دانشگاه حضور یافت. پدرش شرکتی به نام آلات ورز دادن ماکارونی و سایر تجهیزات فرآوری محصولات غذایی را تولید می‌کرد.

💡 برای عمل آوری این اندود به خاطر اینکه در کارهای ظریف از آن استفاده می‌شود در ورز دادن دقت بیشتری به عمل می‌آید. رنگ این اندود قهوه‌ای مایل به خاکستری است و گاهی اوقات برای آنکه سفیدتر شود به آن خاکستر چوب ونمک اضافه می‌کنند.

ناشی یعنی چه؟
ناشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز