لغت نامه دهخدا
واقه. [ ق ِه ْ ] ( ع ص، اِ ) فرمانبر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خادم کلیسا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). قیم البیعة. درست آن وافه است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به وافه شود.
واقه. [ ق ِه ْ ] ( ع ص، اِ ) فرمانبر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خادم کلیسا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). قیم البیعة. درست آن وافه است. ( از اقرب الموارد ). رجوع به وافه شود.
خادم کلیسا. فرمانبر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پهلوان واژهای فارسی است که در غرب آسیا برای نامیدن برخی ورزشکاران حرفهای به کار میرود,در واقه پهلوان لقبیست که به ورزشکارانی با منش بزرگ و ( پهلوانی )داده میشد و در واقه یک سفت هست که به قویی مردان بزرگ دل گفته میشود.