لغت نامه دهخدا
واف. ( اِ )بلبل را گویند و به عربی عندلیب خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). || خواننده. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
واف. ( اِ )بلبل را گویند و به عربی عندلیب خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). || خواننده. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).
بلبل را گویند و بعربی عندلیب خوانند یا خواننده
{PWR ? pressurized water reactor} [فیزیک] ← واکنشگاه آب تحتِ فشار
💡 عاشق الحق کامل واف کل من لایحبه جاف
💡 تا بود اهل عجم را نام بلبل زند واف زند وافان سخن را نظم مدحت باد زند
💡 دل بر این دنیا نبست واف بر این دنیا نمود روی دل دایم به سوی داور دادار داشت