کلمه «واداد» در زبان فارسی دارای چند معنی متفاوت است که بسته به زمینه به کار میرود. اصلیترین معنای آن برگشتن است، اما این معنا در همه موارد کاربرد ندارد. در برخی متون قدیمی، به ویژه در شعر و نثر کلاسیک، «واداد» بیشتر به معنی منع یا باز داشتن آمده است. این معنا نزدیک به واژه «وادار» است و مفهوم حفظ کردن یا جلوگیری کردن را نیز در بر میگیرد. به بیان دیگر، وقتی گفته میشود کسی از چیزی «واداد» شده، منظور آن است که از انجام کاری بازداشته یا منع شده است. به همین دلیل، در متون عرفانی و ادبی، این کلمه اغلب با مفهوم ممانعت یا جلوگیری همراه است و نه صرفاً برگشتن. در کاربرد امروزی، «واداد» میتواند معنای باز دادن یا رها کردن نیز داشته باشد، که بیشتر در ترکیبهای مرکب دیده میشود. بنابراین، معنی دقیق آن بستگی به جمله و زمینه دارد و باید با توجه به کاربرد متنی تفسیر شود.
واداد
لغت نامه دهخدا
واداد. ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) برگشتن. ( آنندراج ):
زاهد ار منعت کند از عاشقی
گو طریق عشق را واداد نیست.اسیری لاهیجی ( از آنندراج ).کی بهره برد ز عاشقانت
زاهد که کندز عشق واداد.اسیری لاهیجی ( از آنندراج ).این شاهد برای معنی برگشتن مناسب نیست بلکه کلمه واداد در این بیت به معنی منع است، چنانکه این معنی در ناظم الاطباء هم آمده است. || وادار. || حفظ. || منع. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به وادادن شود.
فرهنگ فارسی
برگشتن یا وادار
(مصدر اسم ) ۱ - باز دادن. ۲ - منع ممانعت ( ناظم الاطبائ ): (( زاهد از منعت کند از عاشقی گو طریق عشق را وا داد نیست. ) ) ( اسیری لاهیجی )
جمله سازی با واداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه که هست از نیستی فریاد کرد بلک نیست آن هست را واداد کرد