لغت نامه دهخدا
واجب التعظیم. [ ج ِبُت ْ ت َ ] ( ع ص مرکب ) آن که شایسته و لایق احترام و تعظیم بود. ( ناظم الاطباء ): امام زاده واجب التعظیم.
واجب التعظیم. [ ج ِبُت ْ ت َ ] ( ع ص مرکب ) آن که شایسته و لایق احترام و تعظیم بود. ( ناظم الاطباء ): امام زاده واجب التعظیم.
ویژگی آن که احترام و بزرگداشت او واجب است.
آنکه احترام و بزرگداشتش واجب و لازم است: این سازنده همه چیزها واجب التعظیم است ٠
آنکه شایسه و لایق احترام و تعظیم بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه در دنیا واجب التعظیم بر سریر عدل می شود تسلیم
💡 هر که در دنیا واجب التعظیم بر سریر عدل می شود تسلیم
💡 نگین خاتم آن شاه واجب التعظیم نشان دولت و پروانه ی حیات منست
💡 قانون که اصول واجب التعظیم است ما را به اطاعتش سر تسلیم است
💡 درین میانه بانسان واجب التعظیم که هست مظهر کل از وجود جمع سلام