لغت نامه دهخدا
هیه. [ هََ ی ْه ْ ] ( ع ص ) آنکه دور دارند او را و یکسو کنند جهت چرکینی جامه وی. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
هیه. [ هََ ی ْه ْ ] ( ع ص ) آنکه دور دارند او را و یکسو کنند جهت چرکینی جامه وی. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
چرکینی جامه وی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ه (۳۵۷۶ بار)هی (۶۴ بار)
. «هِیَهْ» همان ضمیر «هی» است راجع به هاویه و هاء آن برای وقف است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوران میانی شیلا در سال ۷۸۰ با قتل پادشاه هی یه گونگ و منسوخ شدن خط جانشینی سلطنتی از پادشاه موییل (معمار اتحاد شیلا در شبه جزیره) به پایان راه خود رسید. سقوط هیه گونگ مرگی خونین بهشمار میرفت که در نقطه اوج یک جنگ داخلی با مشارکت بیشتر خانوادههای اشرافی رده بالای کشور به وقوع پیوست. با مرگ هیه گونگ و در خلال باقی مانده سالهای شیلا، پادشاه به شخصی کمی قدرتمندتر از یک رئیس پوشالی بدل گشت در حالیکه خانوادههای اشرافی قدرتمند بهطور فزاینده ای از کنترل مرکزی خارج شدند.