لغت نامه دهخدا
هم عقیده. [ هََ ع َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) دو تن که درباره امری دارای یک نظر و عقیده باشند.
هم عقیده. [ هََ ع َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) دو تن که درباره امری دارای یک نظر و عقیده باشند.
دو یا چند تن که بر یک رٲی و عقیده باشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ژیسکاردستن در مصاحبه با روزنامه توس در سال ۱۳۷۷ گفت تنها کشوری که در این جلسه زنگ خاتمه حکومت شاه را به صدا درآورد کارتر بود. او معتقد بود وقت تغییر حکومت ایران است بهطوری که همه ما متحیر و متعجب شدیم. چون تا آنجا که ما مطلع بودیم آمریکا پشتیبان حکومت وقت ایران بود…کارتر در این جلسه اصرار داشت که هیچ امیدی به بقای حکومت شاه نیست و او از این حکومت حمایت نخواهد کرد و احتمال برقراری یک حکومت نظامی را میداد و نخستوزیر انگلیس نیز با کارتر در مورد لزوم خروج شاه از ایران هم عقیده بود ولی او و هلموت اشمیت به یک تحول صلحآمیز امید داشته و از نظریه آمریکاییها غافلگیر شده بودند.
💡 انجمن اتحاد دارای اهداف سیاسی و آزادیخواهانه بود و به تدریج پیروان و اعضایی پیدا کرد که افراد سرشناس، فاضل و معاریف آن زمان همدان نظیر علی محمدآزاد، محمدباقر الفت اصفهانی، فیاض (از روحانیون فاضل) میرزا لطفالله جمالی، غلامحسین شهشهانی، موسی نثری از آن جمله بودند. انجمن اتحاد اولین انجمن سیاسی در همدان بود که روزنامهای در این راستا به نام روزنامه الفت انتشار داد. روحانیون همدان نیز با این نهضت همراه و هم عقیده بودند.