هرموج
لغت نامه دهخدا
هرموج. [ هَُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان و بخش کردیان شهرستان جهرم واقع در 14 هزارگزی جنوب خاوری قطب آباد و کنار راه مالرو عمومی دهستان. دامنه ای است گرمسیر و دارای 180 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غلات، برنج، خرما و مرکبات است. شغل اهالی زراعت و باغداری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با هرموج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دل آب به این رنگ چمن پیراکیست که رگ کوچهٔ هرموج خیابان شده است
💡 بخش کُردیان یکی از بخشهای شهرستان جهرم در استان فارس ایران است. مرکز این بخش شهر قطبآباد است. این بخش دارای یک شهر، دو دهستان به نامهای قطبآباد و علویه، ۸ روستا به نامهای موسویه (دهزیر)، علویه (باباعرب)، گلدامچه، یوسفآباد، دنیان، چنارسوخته، چدرویه و هرموج و همچنین ۴۵ آبادی است. مساحت این بخش ۱۱۲۵ کیلومتر مربع است.
💡 برهرکه درمقام رضا قطره می زند هرموج از این محیط بود ساحل دگر