هرز رفتن
مترادفها
هدر رفتن، تلف شدن، ضایع شدن، از دست رفتن
متضادها
سودمند شدن، به ثمر رسیدن
لغت نامه دهخدا
هرز رفتن. [ هََ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) هدر رفتن. تلف شدن. مقابل هرز دادن. ( یادداشت به خط مؤلف ). در اراک اگر آب زمین زراعتی بر اثر خراب شدن سد و بند به خارج جریان یابد گویند آب هرز رفت. ( از حاشیه برهان چ معین ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- خارج شدن آب اززمین زراعیت وجریان یافتن آن درجایی که مورداستفاده نباشد. ۲- هدررفتن.
جمله سازی با هرز رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عدم توزیع و پراکنش مناسب آن، سیلابهای مخرب، هرز رفتن آب رودخانهها و ریزش آنها به دریا قبل از استفاده بهینه برای مصارف کشاورزی باعث بروز حجم عظیمی از مشکلات و گرفتاریها شده که کشاورزی منطقه را به شدت تحت الشعاع قرار دادهاست.
💡 اگر زمان و انرژی خود را صرف کارهای بیهدف و بیهوده کنیم، در نهایت احساس پشیمانی عمیقی خواهیم داشت که جبران آن بسیار دشوار خواهد بود.
💡 بسیاری از منابع مالی کشور به دلیل مدیریت نادرست و برنامهریزیهای ضعیف در بخشهای مختلف اقتصادی، به سرعت هرز میروند و هیچ بازدهی ندارند.
💡 نباید اجازه دهیم استعدادهای درخشان جوانان با گذراندن دوران جوانی در مسیرهای اشتباه و بیثمر هرز برود و از فرصتهای طلایی زندگی استفاده نشود.