هبیل

لغت نامه دهخدا

هبیل. [ هََ ] ( اِخ ) پدربطنی است. ( منتهی الارب ). پدر قبیله ای است از عرب که باقیمانده آنها در یمن هستند. ( معجم متن اللغة ).
هبیل. [ هََ ] ( اِخ ) صورتی از کلمه هابیل است برادر قابیل که فرزندان آدم باشند. ( از اقرب الموارد ). هابیل پسر آدم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هابیل شود.
هبیل. [ هَُ ب َ ] ( اِخ ) ابن کعب. صحابی است. وی از بنی مازن بود. طبرانی در کتاب اوسط از صفوان بن عمر روایت کرده که معاذبن جبل، هبیل بن کعب و جدش مازن بن خثیمة را نزد رسول فرستاد و اینان اسلام آوردند. ( الاصابة فی تمییز الصحابة قسم اول ).
هبیل. [ هَُ ب َ ] ( اِخ ) ابن وبرة الانصاری صحابی است. ( الاصابة فی تمییز الصحابة قسم اول ).
هبیل. [ هََ ] ( اِخ ) ( بنی... ) قبیله ای است از عرب. ( لسان العرب ). اولاد و احفاد و اخلاف هبیل که باقیمانده آنها در یمن هستند. رجوع به هبیل ( پدر قبیله ای از عرب ) شود.

فرهنگ فارسی

صورتی از کلمه هابیل است برادر قابیل که فرزندان آدم باشند.

جمله سازی با هبیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ال هبیل یک منطقهٔ مسکونی در یمن است که در استان ابین واقع شده‌است.

اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز