لغت نامه دهخدا
هاون کوب. [ وَ] ( نف مرکب ) شخصی را گویند که به جهت عطاران و طبیبان دارو و اجزای معاجین بکوبد. ( برهان ):
ببند ار کحل دین خواهی کمر چون دسته هاون
به پیش آنکه ارواحند هاونکوب دکانش.خاقانی.|| آنکه در هاون چیزی می کوبد. ( ناظم الاطباء ). || مرکب و سیاهی ساز را نیزگویند. مرکب ساز. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ). || کنایه از جماع کننده. ( برهان ).