لغت نامه دهخدا
هابر. [ ب ِ ] ( ع ص ) ضرب هابر؛ ضرب که گوشت را ببرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زدنی که گوشت را ببرد. ( ناظم الاطباء ). ضرب هبرو هبیر. هابر یعنی قاطع گوشت. ( تاج العروس ). || نام مردی است. ( منتهی الارب ).
هابر. [ ب ِ ] ( ع ص ) ضرب هابر؛ ضرب که گوشت را ببرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زدنی که گوشت را ببرد. ( ناظم الاطباء ). ضرب هبرو هبیر. هابر یعنی قاطع گوشت. ( تاج العروس ). || نام مردی است. ( منتهی الارب ).
ضرب هابر. ضرب که گوشت را ببرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گاز طبیعی یک ماده اولیه اصلی برای تولید آمونیاک از طریق فرایند هابر برای استفاده در تولید کود است. توسعه کود نیتروژن مصنوعی بهطور قابل توجهی پشتیبان رشد جمعیت جهانی بودهاست - تخمین زده شدهاست که تقریباً نیمی از مردم روی زمین در حال حاضر در نتیجه استفاده از کود نیتروژن مصنوعی تغذیه میشوند.