نقره کوب

لغت نامه دهخدا

نقره کوب. [ ن ُ رَ / رِ ] ( ن مف مرکب ) سیم کوفت. نقره کوفت. یشار. مفضض. مرصع به نقره. با میخ های سیمین آذین شده.( یادداشت مؤلف ). || ( نف مرکب ) که نقره بر چیزی کوبد. که اشیاء را با قطعات نقره زینت دهد.

فرهنگ عمید

۱. آن که مفتول یا پولک نقره بر اشیا نصب می کند.
۲. (صفت مفعولی ) چیزی که بر آن مفتول یا پولک نقره کوبیده باشند.

فرهنگ فارسی

(صفت ) آنکه نقره بر آلات مختلف نصب کند. ( زرکوب ). ۲ - آنچه که بر آن نقره کار گذاشته باشند مخمل نقره کوب.

جمله سازی با نقره کوب

💡 حکمتت هر سال بر این گرد خوان نقره کوب بره را از آتش خورشید بریان ساخته

💡 شبهای تار در لگن نقره کوب شاخ روشن کند ز مشعل خورشید شمع ماه

شریر یعنی چه؟
شریر یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز