نضال

لغت نامه دهخدا

نضال. [ ن ِ ] ( ع مص ) تیراندازی کردن با هم و نبرد نمودن در تیراندازی. ( آنندراج ). با یکدیگر تیر افکندن. تناضل. ( یادداشت مؤلف ). مناضلة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). نیضال. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ) ( متن اللغة ). رجوع به مناضلةشود. || گفتگوی عذر در پیش آوردن و دفع کردن. ( آنندراج ). || حمایت کردن و جدال کردن و دفاع کردن از کسی. ( ازالمنجد ) ( از اقرب الموارد ). مناضلة. نیضال. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). رجوع به مناضلة شود.
نضال. [ ن ُض ْ ضا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ ناضل. رجوع به ناضل شود.

فرهنگ عمید

در تیراندازی، مقابله کردن و دفاع کردن.

فرهنگ فارسی

جمع ناضل است.

جمله سازی با نضال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دشت نضال لیث غالب بر دست نوال غیث وابل

💡 این پهپاد را شاخه نظامی حماس که گردان‌های عزالدین قسام نام دارد ساخته‌است. ابابیل یک قادر به پروازهای دراز مدت است و نضال فرحات از سازندگان اولیه آن به‌شمار می‌رود ولی به ترور فرحات کار تکمیل آن به تعویق افتاد و در سالیان اخیر تکمیل و در نبرد ۲۰۱۴ اسرائیل و غزه مورد استفاده قرار گرفت و توانست تصاویری از تل آویو به ویژه ساختمان وزارت دفاع اسرائیل را ضبط کند. ایران در انتقال تکنولوژی ساخت پهپاد به نظامیان حماس تأثیرگذار بوده‌است.[نیازمند منبع]

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز