لغت نامه دهخدا
نصیحت نیوش. [ ن َ ح َ ] ( نف مرکب ) آن که گوش به نصیحت می دهد و می شنود و می پذیرد آن را. ( ناظم الاطباء ). نصیحت شنو. حرف گوش کن. سخن شنو:
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن.حافظ.
نصیحت نیوش. [ ن َ ح َ ] ( نف مرکب ) آن که گوش به نصیحت می دهد و می شنود و می پذیرد آن را. ( ناظم الاطباء ). نصیحت شنو. حرف گوش کن. سخن شنو:
با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست
صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن.حافظ.
آن که گوش به نصیحت بدهد، نصیحت شنو، پندشنو.
(صفت ) پند شنو نصیحت شنو: نقاب تعامی بر دیده عاقبت بین بستند و سیماب تصامم ( تصام ) در گوش نصیحت نیوش ریختند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زندهدل از مرده نصیحت نیوش مردهدل از زنده نگیرد به گوش
💡 با مدعی بگوی که: ما را مگوی وعظ کاگندهایم سمع نصیحت نیوش را