لغت نامه دهخدا
نرم خو. [ ن َ ] ( ص مرکب ) کنایه از پسندیده خوی. ( فرهنگ نظام ) ( از آنندراج ). ملایم. خوشخوی. ( ناظم الاطباء ) سهل الخلق. نرم خوی.
نرم خو. [ ن َ ] ( ص مرکب ) کنایه از پسندیده خوی. ( فرهنگ نظام ) ( از آنندراج ). ملایم. خوشخوی. ( ناظم الاطباء ) سهل الخلق. نرم خوی.
ملایم، خوش خو.
کنایه از پسندیده خوی ملایم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو نرم خو نشود خصم تندخویی کن که خاره نرم نماید چو تند گردد حل