ناسوختن

لغت نامه دهخدا

ناسوختن. [ ت َ ] ( مص منفی ) نسوختن. مقابل سوختن.

جمله سازی با ناسوختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمع را ناسوختن محرومی نشو و نماست عافیت در مزرع ما آفت دیگر بود

💡 نگر تا نتابی سر از راستی اگر هیچ ناسوختن خواستی

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز