لغت نامه دهخدا
نازکشی. [ ک َ / ک ِ ]( حامص مرکب ) ناز کشیدن. تحمل ناز کردن:
کزشگرفی و دلبری و خوشی
بود یاری سزای نازکشی.نظامی.
نازکشی. [ ک َ / ک ِ ]( حامص مرکب ) ناز کشیدن. تحمل ناز کردن:
کزشگرفی و دلبری و خوشی
بود یاری سزای نازکشی.نظامی.
تحمل ناز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دامن کشان به نازکشی تا روان شدی یک پای اهل زهد به دامن نه ایستاد