نازکشی

مترادف‌ها

ناز کردن، عشوه، دلربایی، تملق

متضادها

بدگویی، توبیخ

لغت نامه دهخدا

نازکشی. [ ک َ / ک ِ ]( حامص مرکب ) ناز کشیدن. تحمل ناز کردن:
کزشگرفی و دلبری و خوشی
بود یاری سزای نازکشی.نظامی.

فرهنگ فارسی

تحمل ناز.

جمله سازی با نازکشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دامن کشان به نازکشی تا روان شدی یک پای اهل زهد به دامن نه ایستاد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران