لغت نامه دهخدا
نازک مزاج. [ زُ م ِ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای طبیعت و سرشت نرم و ملایم باشد. ( ناظم الاطباء ). || زودرنج. حساس. رقیق القلب.
نازک مزاج. [ زُ م ِ ] ( ص مرکب ) آنکه دارای طبیعت و سرشت نرم و ملایم باشد. ( ناظم الاطباء ). || زودرنج. حساس. رقیق القلب.
( صفت ) ۱ - آنکه دارای طبیعتی ملایم و نرم است.۳ - حساس زود رنج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مادر ایام بی مهر است و من نازک مزاج همچو طفل تندخو در دامن بیگانه ام
💡 ز طفلی نازش از اندازه بگذشت جوان نازک مزاج و تند خو گشت
💡 دست ما گستاخ و آن موی میان نازک مزاج رشته پیوند ما و یار محکم کی شود؟
💡 ای دل نازک مزاج از روی خوب آن طلب از حسن کان نازکتر است
💡 چو برگ گلکز آسیب نسیمی رنگ میبازد تن نازک مزاج او ز بویگل خطر دارد
💡 آتشین می، پختگان سخت بنیان را سزد در خور این لقمه هر نازک مزاج خام نیست