لغت نامه دهخدا
نازک دماغ. [ زُ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه شامه ای حسّاس دارد. که شامه وی قویست:
چنان آن نازنین نازک دماغ است
که او را بوی گل دود چراغ است.ملاطاهر غنی ( از آنندراج ).
نازک دماغ. [ زُ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه شامه ای حسّاس دارد. که شامه وی قویست:
چنان آن نازنین نازک دماغ است
که او را بوی گل دود چراغ است.ملاطاهر غنی ( از آنندراج ).
( صفت ) آنکه شامه ای حساس دارد: چنان آن نازنین نازک دماغ است که او را بوی گل دود چراغ است. ( طاهرغنی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوستان نازک مزاج و ما بسی نازک دماغ چون کسی اوقات صرف پاس خاطرها کند