نازک دماغ

مترادف‌ها

مغرور، متکبر، خودبین

متضادها

بی‌تفاوت، آسان‌گیر

لغت نامه دهخدا

نازک دماغ. [ زُ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه شامه ای حسّاس دارد. که شامه وی قویست:
چنان آن نازنین نازک دماغ است
که او را بوی گل دود چراغ است.ملاطاهر غنی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه شامه ای حساس دارد: چنان آن نازنین نازک دماغ است که او را بوی گل دود چراغ است. ( طاهرغنی )

جمله سازی با نازک دماغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دوستان نازک مزاج و ما بسی نازک دماغ چون کسی اوقات صرف پاس خاطرها کند

💡 او به دلیل اینکه بسیار نازک دماغ بود، حتی از کوچک‌ترین انتقادهای دوستانش هم ناراحت می‌شد و مدت‌ها با آن‌ها صحبت نمی‌کرد.

💡 نباید در محیط‌های کاری با افرادی که بسیار نازک دماغ هستند برخورد تندی داشت، زیرا ممکن است باعث ایجاد تنش‌های غیرضروری شوند.

💡 برخلاف تصور دیگران که او را نازک دماغ می‌دانستند، او در واقع بسیار منطقی و با دقت به بررسی تمامی مسائل می‌پرداخت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران