لغت نامه دهخدا
نارفتن. [ رَ ت َ ] ( مص منفی ) نرفتن. مقابل رفتن. رجوع به رفتن شود.
نارفتن. [ رَ ت َ ] ( مص منفی ) نرفتن. مقابل رفتن. رجوع به رفتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد ما کز سر حسرت همه روز افکندی سخن رفتن و نارفتن من در افواه
💡 گیرم ز تو شرمنده آزرم نباشم نارفتن مهر تو ز دل چون رود از دل؟
💡 باعث نارفتن کویت نمی پرسی که چیست گر نمی آیم به سوی بزمت از شرمندگیست
💡 شهنشاه سوی زمین بنگریست که نارفتن باره بیند که چیست
💡 ملک را بود در رفتن حجیبی نبودش هم به نارفتن شکیبی
💡 وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است راه ما نارفتن و بنیاد ما افتادن است