نارسید
لغت نامه دهخدا
نارسید. [ رَ ] ( ن مف مرکب ) نرسیده. کال. نارس. نارسیده. || کودک. نابالغ. تازه سال. اندک سال:
چو افراسیابش به هامون بدید
شگفتید از آن کودک نارسید.فردوسی.کس اندر جهان کودکی نارسید
بدین شیرمردی و گردی ندید.فردوسی.چه مایه زن و کودک نارسید
که زیر پی پیل شد ناپدید.فردوسی.
فرهنگ عمید
۱. نارس.
۲. نابالغ: کس اندر جهان کودک نارسید / بدان شیرمردی و گردی ندید (فردوسی: ۱/۲۷۱ ).
جمله سازی با نارسید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه مایه زن و کودک نارسید که زیر پی پیل شد ناپدید
💡 کس اندر جهان کودک نارسید بدین شیر مردی و گردی ندید
💡 که کس در جهان کودک نارسید بدین شیرمردی و گردی ندید