لغت نامه دهخدا
ناخوشمنش. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ن ِ ] ( ص مرکب ) بدصفت. زشت صفت. زشت خوی. ( ص مقلوب ). || منش ناخوش. شیوه ناپسند. خوی بد. صفت زشت:
که ما بازگشتیم از آن بدکنش
مگر شاه گردد ز ناخوش منش.فردوسی.|| حال قی و تهوع. ( ناظم الاطباء ). || تهوع دارنده و ناگوار. ( ناظم الاطباء ).