ناحمولی

لغت نامه دهخدا

ناحمولی. [ ح َ ] ( حامص مرکب ) بی تحملی. بی صبری. ناشکیبائی:
ناحمولی انبیا را ز امردان
ورنه حمالست بد را حملشان.مولوی.طبع را گشتند اندرحمل بد
ناحمولی گر کنند از حق بود.مولوی.

جمله سازی با ناحمولی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبع را کشتند در حمل بدی ناحمولی گر بود هست ایزدی

کوس یعنی چه؟
کوس یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز