لغت نامه دهخدا
ناارزانی. [ اَ ] ( ص مرکب ) طالح، مقابل صالح. ناسزا، مقابل سزا: عبداﷲبن طاهر گفتی که علم به ارزانی و ناارزانی بباید داد که علم خویشتن دارتر از آن است که با ناارزانیان قرار کند. ( زین الاخبار گردیزی ). || ( حامص مرکب ) گرانی. تنگی. مقابل ارزانی به معنی فراخی و فراوانی. و نیز رجوع به ارزانی شود.