لغت نامه دهخدا
مجامر. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِجمَر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ مجمر و مِجمَرَة. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مجمر و مجمرة شود.
مجامر. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِجمَر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ مجمر و مِجمَرَة. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). رجوع به مجمر و مجمرة شود.
= مجمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب ز انوار مشاعل همه روشن روزست روز از دود مجامر همه تاریک شب است
💡 یکی بپوی و بسوزان مجامر پرویز یکی بپای و برافشان ذخایر کاووس