لغت نامه دهخدا
ماهی خاکی. ( اِ مرکب ) حشره خرد به درازای خرخاکی و تندروتر از آن لیکن به اندام ماهی، که در خانه ها دیده می شود با رنگی نقره ای یعنی سپید براق و فرود سوی تن او به نوکی منتهی می شود. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ماهی خاکی. ( اِ مرکب ) حشره خرد به درازای خرخاکی و تندروتر از آن لیکن به اندام ماهی، که در خانه ها دیده می شود با رنگی نقره ای یعنی سپید براق و فرود سوی تن او به نوکی منتهی می شود. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
حشره ای به درازای خرخاکی به اندام ماهی
💡 وقت نظر دیده بان قلعه حزمت ماهی خاکی به بیند از بن خندق