صبح محشر

لغت نامه دهخدا

صبح محشر. [ ص ُ ح ِ م َ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بامداد قیامت. روز رستاخیز:
صبح محشر دمید و ما در خواب
بانگ زن خفتگان عالم را.خاقانی.و رجوع به صبح قیامت و صبح حشر شود.

فرهنگ فارسی

بامداد قیامت

جمله سازی با صبح محشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچنین سنگین شود خواب از گرانجانی مرا صبح محشر می شود صائب نقاب غفلتم

💡 آفتاب عارض آن مه که در یاد من است کافرم تا صبح محشر گر فراموشش کنم

💡 به بهترین خلف و اربعین صباح پدر به صبح محشر و خمسین الف روز حساب

💡 انتظار صبح محشر عالمی را خاک‌ کرد عمرها رفت‌و همین امروز و فردا می‌رود

💡 چون شیر و شهد و شکر بودیم هر دو آن شب اما شب طویلش چون صبح محشر آورد

💡 نامه اعمال گردد در بر نیکان قبا پرده پوش صبح محشر پاکدامانی بود

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز