شتربار

لغت نامه دهخدا

شتربار. [ ش ُ ت ُ ] ( اِ مرکب ) شتروار. بار اشتر. اشتربار. باری که به مقدار برداشتن شتر باشد. ( آنندراج ). بار شتر. ( ناظم الاطباء ). آن مقدار بار که بر شتر توان حمل کرد:
زر و زیور آرند خروارها
ز سیفور و اطلس شتربارها.نظامی.نورد ملوکانه بیش از شمار
شتربار زرینه بیش از هزار.نظامی.ز گوش بریده شتربارها
ز سرهای پرکاه خروارها.نظامی.رجوع به اشتربار شود.

فرهنگ عمید

آن مقدار بار که شتر بتواند حمل کند، بار شتر.

فرهنگ فارسی

بار شتر باری که به اندازه قدرت حمل یک شتر باشد.

جمله سازی با شتربار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همانا شتربار باشد دویست به ایوان من بنده‌گر بیش نیست

💡 ز سیمین و زرین شتربار سی طبقها و از جامهٔ پارسی

💡 بدینسان چنین صد شتر بارکرد از آن ده شتربار دینار کرد

💡 همی‌شد برین گونه با ساروان شتربار دینار ده کاروان

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز