ساز و دهل
مترادفها
ساز و موسیقی، آلات موسیقی، ضرب
لغت نامه دهخدا
ساز و دهل. [ زُ دُ هَُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و سرنا. ساز و نقاره. تار و تنبک. تار و طنبور.
فرهنگ فارسی
ساز و سرنا
جمله سازی با ساز و دهل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مراسم جشن و عروسی، زنان و مردان قشقایی رقص بسیار زیبا و جالبی دارند. در این جشنها زنان و مردان هر یک دو دستمال در دست میگیرند و پیرامون یک دایره بزرگ میایستند و با آهنگ کرنا و دهل دستمالها را تکان میدهند و با حرکات موزون پیش میروند. در رقص «دَرْمَرو» یا چوب بازی نیز، مردان دوتا دو تا و به نوبت با چوبهای کوتاه و بلندی که در دست دارند به آهنگ ساز و دهل با یکدیگر میرقصند مبارزه میکنند.