لبیک گویان
مترادفها
پاسخدهندگان، پاسخگویان
لغت نامه دهخدا
لبیک گویان. [ ل َب ْ ب َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) لبیک زنان. در حال گفتن لبیک:
کعبه استقبالشان فرموده هم در بادیه
پس همه ره با همه لبیک گویان آمده.خاقانی.منقل مربع کعبه سان آشفته در وی رومیان
لبیک گویان در میان تن محرم آسا داشته.خاقانی.
فرهنگ فارسی
در حال گفتن لبیک
جمله سازی با لبیک گویان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاه دین لبیک گویان بی درنگ سوی هندستان شد از میدان جنگ
💡 کعبه استقبالشان فرموده هم در بادیه پس همه ره با همه لبیک گویان آمده
💡 جامه احرام پوشیدند اشجار چمن شد جهان پر غلغل از لبیک گویان بهار
💡 جمعیت انبوهی از لبیک گویان در خیابانهای شهر حرکت میکردند و با شعارهای بلند، خواستههای خود را به گوش مسئولان و سیاستمداران رساندند.
💡 صدای بلند لبیک گویان در میان جمعیت، هیجان و شور و شوق عجیبی را در فضای مراسم ایجاد کرده بود که همه را به وجد میآورد.
💡 با حرکت دستهای لبیک گویان به سوی آسمان، نشان از ایمان راسخ و ارادهای پولادین داشتند که در برابر هیچ سختی و مشکلی نمیلرزید.