تسبیح گویان

مترادف‌ها

تسبیح‌گویان، ذکرکنندگان، ستایشگران

لغت نامه دهخدا

تسبیح گویان. [ ت َ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال تسبیح گفتن:
بر زمین الحمدللّه خون حیوان بسته نقش
بر هوا تسبیح گویان جان حیوان آمده.خاقانی.نقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجود
تا سحر تسبیح گویان روی در محراب داشت.سعدی.و رجوع به تسبیح و دیگر ترکیبات آن شود.

فرهنگ فارسی

در حال تسبیح گفتن

جمله سازی با تسبیح گویان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نگه کن ذره ذره گشته پویان بحمدش خطبه تسبیح گویان

💡 در میان جمعیت که در حال عبادت بودند، گروهی از تسبیح گویان با صدای آرام خود، فضای مسجد را پر از معنویت و آرامش کرده بودند.

💡 در شب‌های خاص مذهبی، پیروان مختلف با حضور در اماکن مقدس، به تسبیح گویان و ذکر نام پروردگار مشغول می‌شوند تا آرامش درونی یابند.

💡 منظره‌ی تسبیح گویان در کنار رودخانه در هنگام سپیده‌دم، تصویری بسیار زیبا و روحانی از پیوند انسان با طبیعت و خالق جهان بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران