لغت نامه دهخدا
قاضی فلک. [ ی ِ ف َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از ستاره مشتری است. ( برهان ). رجوع به قاضی چرخ شود.
قاضی فلک. [ ی ِ ف َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه از ستاره مشتری است. ( برهان ). رجوع به قاضی چرخ شود.
کنایه از ستاره مشتری است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همین زمان برو و قاضی فلک را گوی که یک نفس چه بود گر قدم برنجانی
💡 آنکه قاضی فلک یعنی که جرم مشتری روز بارش از عداد پردهداران درست